|
سلامی دیگر به تو سلام فریبا ، به وبلاگ من خوش آمدی واین داستان دو دوستی است که همدیگر رادر همین روزهای سال 87دیدن و پیدا کردند وهمدیکررا دوست داشتن ، دو دوست که با هم بودن و روزهای خود را در شهر غریب با هم سر میکردندبا هم بودند و خوش بودندوتا اینکه در 10 شهریور 88 روز سه شنبه یه ماجرا اونا رو از جدا کرد و از هم گرفت و این روزها،روزها سالگرد دوستیشان هست . اونها شاید دیگر همدیگر را نبینند ولی به این امید که شاید دوباره به هم برسند این دوستی برایشان باقی خواهد ماند .واین روزها تولد بهترین را جشن میگیرم تولدی که بدون او معنا ندارد ولی جشن میگیرم تا همه بدانند .فریبا بهترین ارزوها و دعا ها را برایت میکنم . تقدیم به فریبا جان
لا لا لالا گله پونه بیا که بدومه تو دل خونه بیا که بدومه تو تنه خستم لبریزه از حسه جنونه لالالالالا گله لاله زندگی بی تو واسم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش میناله گریه شده کارمنو غصه شده همدم من بیا که با اومد نت تموم میشه دردای من بیا که وقتی توباشی قشنگ میشه دنیای من دوستت دارم عزیزم مراقب خودت باش از دور میبوسمت
تولدت مبارک عزیزم
یا علی یا حیدر (۳) حاجت روا شد حیدر یا رب کاسه خون شد چشم زینب ای عجل مهلت بده حسین یا مولا(۳) من گریه میکنم برای تو، تو گریه میکنی برای من ای تکیه گاهم حسن ای دل دارم حسین ای بهترین مرد عالم حسین من علی را دوست دارم ؛دوست دارم التماس دعا
سیدی تنها به رنگ سبز نیست سیدی تنها به رنگ سبز نیست هیچ دانی مادر سادات کیست سبز یعنی عاشق مولا شدن پشت درب حیدری زهرا شدن سبز یعنی عشق تا شور و بلا یا حسین فاطمه در کربلا طالب سبزم نه این سبز ریا سبز هم بازیچه شد مهدی بیا اخه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
سلام دوستان عزیزم بر سفرهی هفت سين نشستن نيكوستهم سنبل و سيب و دود ِ كُندر خوشبوست شعر نوروز از م . ن : مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خراميده و با حسن و وقار آمده است ------------------------------------------------------------------------------- بر طرف چمن روی دلفروز خوش است از دی که گذشت هر چه گويی خوش نيست خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است
یا حق
استشمام شمیم روح انگیز و خوشبوی رمضان از پنجره ی ملکوتی شعبان گوارای وجود پاکتان باد. من یک ناشناسم قبل از این بگم که چرا این وب رو دزست کردم این مطلب زیبارو بخونین "خیزش عروسک ها" نیکوکاری در شروع رمضان. بیاین هرکدوممون برای یه بچه ای که بیماری خاص داره یا نه اصلا یتیمه ،یه اسباب بازی بخریم...تو این ماه عزیز. از همین الان بیاین به هم قول بدیم این کار رو شروع کنیم.هر سن و سالی که دارین چه فرقی می کنه.پول زیادی هم که نمی خواد.می خواد؟ حالا اگه نمی تونین یه اسباب بازی خفن بگیرین...،یه توپ کوچولو هم برای بچه ها شادی های تموم نشدنی داره. برگرفته از سایت کامران نجف زاده
Allahu Allahu Allahu Truly He is the One He has no father or son Everything in creation was by Him begun With His infinite power anything could be done Ask Allah for His Pardon And you’ll enter the Garden (که اینگونه) وارد بهشت خواهید شد Before Him there were none Of partners He has none قبل از او هیچ چیزی وجود نداشت و او هیچ شریکی ندارد He knows what is apparent and what is hidden All the fate of creation has already been written His Will is always done And can never be undone From amongst all humans Muhammad was chosen He was illiterate and he was an orphan Yet Allah sent him to those who were pagans Oh Allah let us drink From his hand in the fountain خدایا به ما توفیق نوشیدن (جرعه ای )از چشمه) کوثر( از دستان مبارک او عطا فرما Ya Allah You’re the Sovereign You’re the Sultan of Sultans Let him not with his whispers my iman ever weaken My only wish in this life Is to attain Your Pardon بدست آوردن رضایت و بخشش توست آلبوم:المعلم ترانه:الله هو شعر:بارا خریجی ملودی:نصر فاتح علی خان اجرا:سامی یوسف تنظیم : سامی یوسف ترجمه گروه ترجمه سایت نشید www.Nasheed.ir©
سلام دوستای گلم ببخشید که نبودم ولی منتظر چنین روزهاییییییییییییییییییی بودم تا آپ کنم ایام شعبان بر همه شما مبارک میلاد مبارک جاری تر از باران او خواهد امد با پرچم سبز عدالت او خواهد امد او خواهد امد تا طعم خوب عدالت را به ما بچشانداو خواهد امد او خواهد امد بیا بیا قدمی را به چشم ما بگذار مگر رخ تو نبینم مکرا به دیده چه کار بیا به کلبه تاریک من نگاهی کن که میشود به نگهه تو مطلع الانوار بیا مولا .......... مولا........ بیا مولا.........مولا از صمیمه قلب دوستت دارم مولا از همه شما خواهشمندم برای ظهورش دعا کنید چند تا پیام برای امام زمان از طرفه دوستان............(بخش اول) ای مولایم همه لحظات زندگی به شوق دیدار تو در انتظارم ...................(ارزو) اقا جونم تا کی صبوری خوردن دیگر بس است در پشت پرده بودنت.............(لیلا) اقا جان من دعا میکنم که هر چه زودتر ظهور کنید شما را ببینیم اقا جان دوستتان داریم......(زهرا) اقا جان بی تو بودن خیلی سخت است...............(سمیرا) تو که بال رحمتت بر سر ما فکنده سایه زچه رو نهانی از ما به کجاست اشیانت............(رضا) شما هم میتوانید جملات خود در نظرات با عنوان نوشته های سبز بنویسیدتا انها را در وب قرار دهم ممنون از همگی منتظرم
سلام دوستاي گلم امروز تولده نه تولده من تولده وبمه در تمام ايام ماه رجب این دعا را كه از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت شده بخوانید : يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِيدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِيدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَيَادِيكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ ای خدا ای جاودانه ترین . . . آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست . خط بطلان بر تمام آن ها كشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم . نوری از عشق تو مرا در گرفت . چه عشقی و چه حلاوتی ، چه نعمتی . . . عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سرا پای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم. عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو آواره و دیوانه می کردم. عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرهاتیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان شبدری را صد دانه می کردم. عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین و آسمان را وازگون مستانه می کردم. عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که در همسایه ی صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه می کردم. عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه ی اول که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم
سلام دوستای گلم دوستان عزيز شما مي توانيد نوشته هاي سبز خود را که درقلب یک جمله یا یک نامه در خصوص اقا امام زمان در اين كامنت به همراه اسمتان بنويسيد تا ان ها را در وبلاگ قرار دهم . ممنون اين حقيت برگرفته شده از مجله خورشيد مكه/محرم ۱۴۲۶/شماره۲۶ است. اين مجله يكي از بهترين يا تنهاتريت مجله اي بود كه فقط به امام زمان اختصاص داشت ولي حالا اين مجله به دلايلي چاپ نمي شود . ومن تنها ارزويم چاپ دوباره اين مجله است در آپ هاي بعدي در خصوص اينمجله بيشتر مي نويسم دست كه از اسمان بلند شد و ماشين رابر زمين گذاشت سيد محمود حسني طباطبايي گويد: از رانندهاي شنيدم: يكي از شب ها كه از جاده هراز عازم شمال بودم هنگامي كه اتوبوس از گردنه اي بالا مي بردم ، ناخوداگاه خوابم برد . وضع جاده، وضع جاده به اين ترتيب بود كه بعد از صعود از بالاي گردنه جاده شيب پيدا مي كرد و درست مقابل سرازيري گردنه ، دره ي بسيارگودي وجود داشت كه بايد وسيله نقليه اي كه از بلنديسرازير مي شود ،در انتهاي سرازيري گردش به چپ كند، والا در دره سقوط مي كرد. رانندهي مزبور گفت: من به خواب رفته بودم ،"يا ابالفضل"مسافرين مرا از خواب بلند كرد،تا چشم باز كردم دست بزرگي را ديدم كه گويا زير اتوبوس رفت و اتوبوس را بلند كرد و پايين دره سالم به زمين گذاشت وي قسم ياد مي كند كه حتي شيشه هاي اتوبوس هم در ان پايين دره سالم بودند! جمعيت، با سلام و صلوات از عنايات قمر بني هاشم(ع)استقبال كرئده و هر يك با زباني از حضرت تشكر مي كردند. مسافرين با ماشين هاي مختلف از انجا بسوي مقصدشان حركت كردندوما پس از دو روز ماشين را با وسايل مختلف بالا اورديم. التماس دعا؛
نازنين نظام شهيدي سه روايت از يک عکس ۲ ۳
دو شعر از نسیم خاکسار رقص با زوربای یونانی زمین چه تقصیری دارد اگر اعاظم عهد بوق اقمار نقشهی جغرافیا از زیر جبه ذوالجلال جقه نشانشان کرکس و دار هوا میکنند بی بال و پر منم سیاره تنهائی که می داند از شاخهی هیچ درختی از وجودش در دارفو نان سبز نمیشود. پس به حوصلهای که رخشانی دندانهایت را نشان دهد برگی بار از شانههای من بردار تا پائی تکان دهد هوا و عشق کرشمهای کند میان علفهای چشم. از اینهمه مادر بزرگ که داشتیم اگر یکیشان بلد بود فلامنکو برقصد چه بکوب بکوبی راه میانداختیم، من و تو. حالا بیا این سر پیری یک دور هم که شده یک پا تو بلند کن یک پا من شاید توانستیم در وطن زوربا وار رقصی کنیم با هم. دسامبر 2007 ترس از آسمان نمیترسم که گاهی رنگ عوض میکند از هوا نیز از آفتاب نمیترسم که جابجا میشود از ماه نیز از شب هم نمیترسم که تاریک میکند اتاقم را از اشیا خانه ام میترسم از قفسههای آشپزخانه که درشان باز میمانند از قاشقی که از دستم میافتد از شیر آب و گاز خانهام که فراموش میکنم ببندم. و از حرفهای همسایهام که مدتی است با صورتی بسیار مهربان وقتی من را می بیند میگوید: Holland is full"" ماه می 2008
سلام دوستاي عزيزم خوب اين كنكور هم تموم شد منم دوباره امدم همه شما عزيزام رقمي نه1 راستي ميلاد امام باقر بر همگي شما مبارك ميلاد مبارك السلام اي شاه خوبان السلام السلام اي باقر علم خدا السلام اي روشني اي روشنا السلام اي باقر علم خدا السلام اي روشني اي روشنا روز شادي كردن آل ابا زندگي با تو شكوفا مي شود زندگي با تو شكوفا مي شود
|
About![]()
سياهي دو چشمانت مرا كشت
Home
| ||||